|
سلام دوست قدیمی
امیدوارم خوب باشی.
سیم کارتم سوخته اگه این پیام رو دیدی محبت کن با من یه تماس بگیر.
ممنونم.
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت
|
یک دوست خوب و قدیمی این متن رو برام تو نظرات نوشته بود..... (((چرا ديگه چيزي تو اينور سال ننوشتي؟
ای دوست قدیمی یاد قدیما بخیر.... بنده همیشه و همه جا به یاد شما هستم....
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت
|
تا مهرگان داریم به والنتاین نیازی نداریم اجازه بدهید در آغاز این یادداشت کوتاه بگویم که نه تنها من به هیچ روی با ارزش های فرهنگ غربی مخالف نیستم،برعکس بر این باورم که فرهنگ همه ی ملت ها ارزش هایی دارد که شایسته ی ستایش اند و قطعا فرهنگ کشورهای غربی و حتی عربی هم از این گونه اند. اما این هرگز به این معنا نیست که ما به ارزش های فرهنگی خودمان پشت پا بزنیم و نابخردانه شیفته ی فرهنگ دیگران شویم. فرهنگ پربار ما ایرانیان سرشار از آیین های شاد و غرور آفرین است که هر یک به نوبه ی خود جزیی از میراث معنوی بشری به شمار می روند و این وظیفه ی ما ایرانیان را در پاسداشت این میراث ارزشمند بشری از دیگران بیشتر می کند. من به آرمان جهانی شدن یا فرهنگ جهانی احترام می گذارم؛ اما این بدان معنا نیست که بپذیریم تا یک فرهنگ بر دیگر فرهنگ ها مسلط شود و این ابزاری بشود برای سلطه ی اقتصادی و سیاسی یک یا چند کشور بزرگ بر دیگر ملت ها.جهانی شدن از دیدگاه من یعنی این که همه ی ملت ها همچون اعضای یک خانواده، هر آنچه را که دارند بر سر یک سفره به گستره ی جهان بگذارند و هر یک به فراخور نیازشان از آن توشه برگیرند. همان اندازه که کریسمس حق دارد جهانی بشود، «نوروز» همیشه پیروز هم حق دارد که جهانی شود. همان اندازه که «ولنتاین» حق دارد جهانی باشد، «مهرگان» ما نیز حق دارد که جهانی باشد. حال اگر می بینیم که ما داریم آهسته آهسته آیین های زیبای خودمان را فراموش می کنیم و دل به نغمه های دیگر می سپاریم از دو حال خارج نیست: یا ما دچار یک بی غیرتی عظیم فرهنگی شده ایم؛ یا در یک خواب عمیق فرهنگی فرو رفته ایم، وگر نه کدام ملت را سراغ دارید که به این آسانی تن به استعمار فرهنگی بسپارد و صدایش هم در نیاید. شوربختانه چند سال است که ترویج کنندگان فرهنگ غربی می کوشند که جشن ولنتاین را به جای جشن کهن و ایرانی مهرگان در ایران ترویج کنند. ولنتاین (Valentine) که «جشن عشاق» یا «روز پسر» نیز نامیده می شود، همه ساله در 14 ماه فوریه توسط مسیحی ها گرامی داشته می شود. 14 فوریه براساس یک باور قرون وسطایی روز جفت گیری پرندگان است.نکته ی بسیار مهم دیگر تفاوت بنیادین بین مهرگان و ولنتاین است. مهرگان بر بنیان مهرورزی آگاهانه و خردورزانه و پایدار بر یک پیمان مستحکم اخلاقی بین دو دلداده استوار است. اما ولنتاین بیشتر مروج عشق های کوچه بازاری و سطحی است. از سوی دیگر مشهور است که در دهه ی سوم مسیحی در رم و در زمان امپراتوری «کلادیوس دوم» کشیشی به نام «والنتیوس» یا «وَلنتاین» که بعدها به نام «سنت ولنتاین» یا «ولنتاین مقدس» معروف شد، برخلاف دستور صریح امپراتور، دختران و پسران را به عقد هم درمی آورد. در آن زمان امپراتور رُم تصور می کرد که سربازان مجرد، نسبت به سربازان دارای همسر، جنگجویان بهتری هستند، از این روی ازدواج را برای سربازان خود ممنوع کرده بود. امپراتور از این خودسری ولنتاین رنجید و دستور بازداشت او را صادر کرد. اما ولنتاین در زندان هم بیکار ننشست و به دختر کور زندان بان خود دل بست و در پایین اولین نامه ی عاشقانه به آن دختر، نوشت: از طرف ولنتاین تو ... چنان که گفته شد، برخی از پژوهشگران بر این باورند که چون در قرون وسطی روز 14 فوریه را روز جفت یابی پرندگان می دانستند به همین دلیل بعدها که قرار شد روزی را برای عشاق نام گذاری کنند تاریخ 14 فوریه و نام ولنتاین را در هم آمیختند و آن را روز عشاق نامیدند. ولی گروه دیگر معتقدند که جشن روز ولنتاین یک رسم قدیمی است که ریشه در یک جشنواره ی (فستیوال) رومی دارد. رومی های غیر مسیحی در میانه ی ماه فوریه که برای آنها آغاز بهار بود یک جشنواره به نام «لوپرکالیا»(LUPERCALIA) داشتند. در بخشی از این جشنواره دخترها نام خود را می نوشتند و درون جعبه ای می انداختند و پس از آن هر پسر یک نام را به صورت شانسی از درون جعبه برمی داشت. به این ترتیب آن دو در طول جشنواره به عنوان دوست پسر و دوست دختر با هم بودند. البته در مواردی این دوستی به ازدواج هم می انجامید. بعدها کلیسا تصمیم گرفت که این جشنواره را به نفع خود مصادره کند و به یک جشن مسیحی و یادبود روز اعدام کشیش «سنت ولنتاین» تبدیل کند. روز ولنتاین تا سده ی 17 مسیحی هنوز روزی ناشناخته بود. در سده ی 18 نوشتن پیام های عاشقانه و ارسال آن به صورت معمول درآمد. امروزه ولنتاین در حقیقت وسیله ای برای ترویج مسیحیت در کشورهای غیر مسیحی قرار گرفته و مبلغان مسیحی از راه ولنتاین می خواهند جایی برای خود در دل مردم باز کنند و بسیاری از بازرگانان کشورهای غربی هم می کوشند تا با بهره برداری از ولنتاین، انواع کارت پستال های پر زرق و برق و محصولات فانتزی خود را به جوانان کشورهای جهان بفروشند و به کسب و کار خود رونق بیشتر دهند و تبلیغات روی اینترنت و شبکه های ماهواره ای تاییدی بر همین نکته است. گواه این ادعا آمار منتشر شده از فروش انواع هدیه ی روز ولنتاین از شکلات و گل و کارت گرفته تا دیگر اجناس است. برای نمونه طبق آمار در انگلستان در روز 14 فوریه سال 2001 تنها 22 میلیون پوند صرف خرید گل شده است و از سوی انگلیسی ها 7 میلیون شاخه گل سرخ و 12 میلیون کارت تبریک ارسال شده است !!! اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که مشتاق جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند. در چنین شرایطی اگر مسئولین، زمینه جشن مهرگان را در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراهم مینمودند، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمیکرد. در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از چند هزاره پیش از میلاد، جشن هایی برای ابراز مهر و وفاداری و عشق بودهاست. این جشن ها که خوشبختانه هنوز زنده هستند و بین ایرانیان شناخته شده اند سیزده بدر، مهرگان و اسفندگان یا سپندارمذگان هستند. در گاهشماری ایرانی تاریخ این جشن ها بدین ترتیب است : سیزده بدر = تیر روز از فروردین ماه (13 فروردین) مهرگان = مهر روز از مهر ماه (16 مهر) اسفندگان = سپندارمذ روز از اسفندماه (5 اسفند) در واقع سه جشن هزاره ای به جای یک جشن چند سده ای با پیدایش نا مشخص و افسانه ای. که اسفندگان یا سپندارمذگان دقیقا چند روز پس از روز والنتاین رومی است. سپندارمذگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنانان خود، با محبت هدیه میدادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می نشاندند و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کردهاند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود. مهرگان روز عشاق در فرهنگ ایرانی است یکی از آیین هایی که در روز جشن مهرگان بیش از روزهای دیگر به آن توجه می شود، مهرورزی و ابراز عشق به همه ی همنوعان و نزدیکان، بستگان و دوستان است و افراد به آنانی که عشق می ورزند، هدیه های گوناگون از جمله دسته ای گل بنفشه هدیه می دهند. مهرگان، این جشن زیبا را پاس بداریم و فراموش نکنیم که تا مهرگان داریم به ولنتاین نیاز نداریم. و اما در پایان ذکر دو نکته را ضروری می دانم :نکته نخست اینکه برخی از دوستان می کوشند تا روز «جشن اسفندگان»(سپندارمذ) را به عنوان روز ولنتاین ایرانی معرفی کنند. اما نباید فراموش کرد که روز اسفندگان، روز زن در فرهنگ ایرانی است و هیچ ارتباطی با ولنتاین و پیوند مادی بین یک زوج جوان ندارد. هرچند که ممکن است از نظر زمانی (به صورت اتفاقی) نزدیکی داشته باشند. نکته بسیار مهم دیگر تفاوت بنیادین بین مهرگان و ولنتاین است. مهرگان بر بنیان مهرورزی آگاهانه و خردورزانه و پایدار بر یک پیمان مستحکم اخلاقی بین دو دلداده استوار است. اما والنتاین بیشتر مروج عشق های کوچه بازاری و سطحی است.
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت
|
خنده دار نیست؟
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت میکنیم و آزرده خاطر میشیم! چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه! چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم! چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمیکنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما قرآن رو به سختی باور می کنیم! چقدر خنده داره که همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن! چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید! خنده داره ؟ اینطور نیست؟! دارید می خندید؟ دارید فکر می کنید؟ بیایم این حرفارو به گوش بقیه هم برسونیم و از خداوند سپاس گذار باشیم که او خدای اعلی و دوست داشتنی است. خوبه یادمون باشه ما مدیون خداییم نه خدا مدیون ما.... پس خدارو به خاطر این همه کرم و لطفش ستایش کنیم.چون اونه که این همه کوتاه میاد ما آدما هیچ وقت از حقمون کوتاه نمیاییم و گذشت نداریم.....
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت
|
فاركس در ايران
با توجه به قدمت بسيار كم كشورعزيزمان ايران در بازارهاي مالي بين المللي،تجارت الكترونيك و از جمله بازار forex و عدم آشنايي آحاد جامعه با اين تجارت و در نتيجه باز بودن راه براي سوء استفاده عده اي فرصت طلب كه هرلحظه درصدد يافتن راهي براي استفاده سوء از ناآگاهي و ياكم اطلاعي مردم جامعه هستند، متاسفانه تجارت فاركس درايران با توجه به جذابيت هاي آن در ميان (مخصوصا) قشرجوان و تحصیل كرده (كه عموما از تجربه و مهارت تجاري برخوردار نيستند)شديدا ازسوي برخي افراد كه خود از كمترين آگاهي در اين زمينه برخوردارند (و با اين ميزان آگاهي اگر وارد بازار واقعي اين تجارت شوند، به يقين تمامی سرمايه هاي خود را از دست خواهند داد) بعنوان پيش قراول و سردمدار اين بازار با اخذ شهريه و هزينه هائي كم يا زياد، تشكيل كلاس و آموزش ناقص و در برخي موارد غلط ، مشوق ورود افراد به اين بازارشده و درنهايت باعث ضرر و زيان آنها و نيز سرخوردگي ايشان در جامعه و مخصوصا دربين خانواده ميشوند. با توجه به بررسي كه در اين حيطه و وضعيت فاركس در ايران شده ، مي توانيم مدعيان اين بازار را به چند دسته تقسيم نمائيم : گروه اول : افرادي هستند كه تا حدودي با اين بازار آشنايي دارند ولي خود به سبب عدم موفقيت در بازار واقعي آن هم به علت آموزشهاي ناقص و يا غلطي كه خود گذرانده اند از كار عملي در اين بازار نا اميد شده و در نتيجه براي جبران ضررهاي خود با برگزاري كلاس ، اخذ نمايندگي از يك بروكر و بعنوان ib و ... وارد اين كار شده اند و با برگزاري كلاسهاي مختصري افراد را تشويق به ورود به بازار واقعي مي كنند تا در ميان این معاملات چند pipهم بعنوان spread عايد آنها گردد كه در نهايت موجب از بين رفتن سرمايه افراد تازه كار شده ولي در جمع سود هنگفتي نصيب اين ib مي گردد. گروه دوم : افرادي هستند كه خود كوچكترين اطلاعي از بازار فاركس ندارند و حتي كلاسهاي مقدماتي اين كار را نديده اند ، ولي چون مثلا در بورس ايران چند مرحله خريد و فروش سهام انجام داده و از خوش حادثه ممكن است سودي هم نصيبشان شده باشد ، وارد تحليل بازارهاي داخلي شده اند و خودشان ادعاي موفقيت در اين زمينه را دارند ، و چون شنيده اند كه بازاري همچون forex هم وجود دارد ، مي خواهند بخت خود را در آنجا هم آزمايش كنند ، ولي با هزينه ديگران . و لذا با گرد آوري چند نفر افراد تازه كار كه هيچگونه مهارت حرفه اي در اين زمينه ندارند با برگزاري كلاس و ... كه اكثرا حتي ترتيب منطقي سر فصلهاي درسي اين رشته را نمي دانند با فراخواني جوانان و تشويق آنها براي شركت در اين كلاسها و پرداخت شهريه مي خواهند از اين گذر ثمري براي ايجاد در آمد براي خود نمايند و قصد دارند در آينده اولين اين رشته باشد. گروه سوم : افرادي هستند كه اقدام به برگزاري كلاسهايي در باب تجارت الكترونيك مي كنند كه برخي از آنها حتي تعريف درستي از تجارت الكترونيك ندارند و در اين بين چون شنيده اند كه forex هم وجود دارد در انتهاي سرفصل هاي كلاسهاي خود اشاره به كلاس تخصصي فاركس نموده اند آن هم در زمان بسيار كوتاه و اين خود نمايانگر آنست كه اين افراد حتي با مطالب مقدماتي forex هم آشنايي ندارند و نمي دانند كه در اين مدت كوتاه فقط مي توان به فهرست مطالب و مسائل موجود در بازار forex اشاره داشت و بس و امكان آموزش حرفه اي افراد براي ورود به بازار real در اين مدت اندك مطلقا وجود ندارد. گروه چهارم : عده اي را شامل مي شود كه نه داراي كلاس هستند و نه سايتي كه در آن به تجزيه و تحليل بپردازند . اين گروه فقط با گرفتن هزينه اي ماهانه روزانه چند سيگنال براي معامله اعلام مي كنند و معلوم نيست خود اينها داراي چه سطحي از اطلاعات هستند . آيا خودشان بازار را تحليل كرده و اعداد معامله اي را تعيين مي كنند و يا با مراجعه به سايتي خارجي و احيانا عضو شدن در برخي از اين سايتها سيگنالهايي را گرفته و اقدام به فروش آن مي كنند و اينكه آيا اين سيگنالها قابل اعتماد هستند يا نه ؟ خدا مي داند. و گروههاي مشابه ديگري كه قصد نقد يك ، يك آنها را نداريم ، هدف از بیان مطالب فوق روشن کردن ذهن عموم دوستان است که تا حدودی با واقعيت بازار فاركس آشنا شوند. + نوشته شده توسط رضا در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت
|
فرارسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان تسلیت و تعزیت باد. + نوشته شده توسط رضا در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت
|
**** رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون **** به جمله ی بالا توجه داری ببینم اصلا قبولش داری .... خوب خوبه پس باهم هم فکریم حالا یکم هم دل شو باهام ..... باهات کار دارم ... ازش می پرسی چرا موهات اینجورین ... جواب میده موی خودمه تو چی کار داری ... براش توضیح می دی می گه: خدا کنه آدم دلش پاک باشه ... عجب ... نمی دونم دختران کشور ما البته بعضیاشون می رن دانشگاه چی کار کنن ! نه تورو قرآن توجه کن ... یارو هیچی از زندگی ... روابط اجتماعی ... چه جوری لباس پوشیدن حرف زدن ... نمی دونه... برا من دانشگاه می ره ... آخه دختر تو می ری دانشگاه چی یاد بگیری .... یکم به خودت بیا شخصیت داشته باش ... فکر کن ... ببین لباس پوشیدنت ... با دینت ... کشورت ... آرمان هات مطابقت دارن یا نه .... اصلا توجه نداره داری چی بهش می گیا ... اون تو فکره که لیلا دوستش چه جوریه اونم اونجوری باشه که جلوش کم نیاره ... خوب همین چیزاست که نتیجه اش میشه این ...... می خوام جواب دختری رو بدم که با انگشت خانوم های چادری را به دوستاش نشون می داد و بلند بلند می خندید ... بخند تا روزی ماها بهت بخندیم ... (این خنده کجا و آن خنده کجا ) ... جواب مردمانی که از خود بی خبرن. دین اسلام را به بازی گرفته اند و به آن می خندن خواهیم داد ... ... ما اهل کوفه نیستیم وطن تنها بماند ... آهای دخترک گوش کن .... خشم خداوند بر آن زن شوهرداري كه ديده اش را به غير همسرش يا نامحرمي بدوزد شديد است، چرا كه اگر چنين كند خداوند همه اعمالي را كه انجام داده است بي نتيجه خواهد گذاشت. نگاه به موي زنان حرام است، چون موجب تحريك و فساد مي شود. می دونی جمله بالا فرموده ی کیه ... فرموده ی آقات امام رضاست ... حالا برو زیارتش تو حرمش حجابتو حفظ نکن به زور چادر سرت کنن ... ای ای ... (ببینم دل تو پاکه ) «تو اى خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.» می دونی این جمله را کی گفته ... بگذار برات بگم ... وقتی تو هنوز چشمات نور خورشید ندیده بود یکی از تشنگی نمی تونست راه بره ... نور خورشید چنان بدنشو می سوزوند ... که نمی تونست بی حرکت باشه ... اما غیرت داشت ... مرد بود ... جنم به خرج داد ... وایساد از تو دفاع کرد ... ....حالا تو لباس بپوش از یک اروپای بی دینه بدتر وایسا کنار خیابون فحشا رواج بده .... توجه کن : این حرف و عمل اونیای هست که تیرو خمپاره مثل بارون رو سر شهیدامون می ریختن ... (در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند.پس از این که حجاب زن با تبلیغات وسیع از میان رفت وظیفه ماموران ما این است که جوانان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامعه اسلامی گسترش دهند.) (لازم است زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.)
می دونی جای تو تو این داستان کجاست تو مهره های اونای ... یک عروسک خیمه شب بازی ... یادته می گفتی لیلا چه جوریه منم همون جوری باشم ... (لازم است زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.) آره داره با ما بازی میشه ... دارن با ما می جنگن ... ماها خوابیم ... خواب غفلت ... خواب نابودی ... آره درسته این مملکت بزرگ داره ... رهبرداره ... چه جمله ی زیبایی رهبر ... رهبری ... اما !!!! اما نمی دونم چرا هیچکی هیچی نمی گه کی می خواد این سکوت مرگ بار لعنتی رو بشکنه ... کسی نیست ...؟ دیگه خمینی نداریم ...؟ دیگه چمران نداریم ...؟ ...بچه شهیدا کجان ... ؟بچه جانبازان کجان ...؟ ... مگه قول ندادیم که راهشونو ادامه بدیم ... راه بابا ... راه هم کلاسی ... راه همه شهدامون... ...مگه اونا وصیت نکردن ... مگه قول نگرفتن ... ... مگه خدا نگفته شهیدان زنده اند پس چرا نیستن هیچ کاری نمی کنن تا بگن ما هستیم ... ... آخه من تو کتابام خوندم نشانه ی موجود زنده تاثیر گذاریشه پس کو ... ... فکر کنم حقیقت نهان دنیا داره خودشو نشون می ده ( بی معرفتی ) ماها همگی بی معرفتیم ... ... جو فروشان گندم نمایم ... نمک می خوریم نمک دونو می شکنیم ... ... یک جمله خیانت کاریم ... داریم مملکتو ارزون می فروشیم ... ... خودمون می فروشیم به بهای شهوت ... ... شرممون کجاست ... مگه حیا نداریم ... مگه بچه بابا مامانمون نیستیم ... ... مگه غیر از اینکه سر سفره مامان بابامون نون خوردیم نون پاک / حلال ... ... پس چیه ... چرا این جوریه ... آخه چرا ... + نوشته شده توسط رضا در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت
|
خدایا: رحمتی
کن تا ایمان ، نام و نان برایم نیاورد. قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر
ایمانم افکنم. تا
از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار می کنند نه از آنها که پول
دین میگیرند و برای دنیا کار می کنند. « دکتر علی شریعتی » + نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت
|
ای آزادی، تو
را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من
هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ،
بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی
دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو یعنی هیچ! ای
آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت
بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم. ای
آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام ! و
چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به
استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف
و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید. من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم،
دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟ « دکتر علی شریعتی » (خود سازی انقلابی ، ص ۱۲۰و۱۳۰) + نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت
|
![]() دلم خیلی گرفته...... خسرو هم درگذشت. مرد خوبی بود... مهربون و باصفا... تو چند برخوردی که با خدا بیامرز داشتم مرد خویی دیدمش... آدم آرومی بود. خوش اخلاق.... چی بگم هر چی بگم کم گفتم. فردا صبح به خاک سپرده میشه.... هر کی به هنر و هنرمند علاقه داره....بسم ا... بیو گرافی فارغ التحصیل در رشته بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران. علاقمند به کشتی کچ و شرکت در چند مسابقه آماتور در سال 1340. گوینده فیلم در استودیو شهاب در سالهای 1347 تا 1349. فعالیت در تئاتر در سال 1354. شروع فعالیت سینمایی در فیلم "خط قرمز" (مسعود کیمیایی) به عنوان بازیگر در سال 1361. با بازی در نقش کوتاهی در فیلم "خط قرمز" (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای "دزد و نویسنده" ، "ترن" و "رابطه" خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم "هامون" (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نامش سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت. خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم "کیمیا" (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم "کاغذ بی خط" (ناصر تقوایی، 1380). خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی "روزی روزگاری" ، "خانه سبز" ، "کاکتوس" ، "تفنگ سرپر" و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن داشت. او آخرین جایزه اش را از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم "سالاد فصل" (فریدون جیرانی) از آن خود کرد. پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد. پویا شکیبایی فرزند مرحوم خسرو شکیبایی(عکس از مینو صابری/زمانه) ![]() + نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت
|
اگر یک سوسک در فنجان قهوه یک انگلیسی، برزیلی ، ایرانی، چینی و اسراییلی بیافتد واکنش آنها چه خواهد بود؟
- انگلیسی ... فنجان را به خیابان پرتاب می کند و کافه را ترک می کند. - برزیلی ... حشره را خارج می کند و قهوه اش را سر می کشد. - ایرانی... درخواست تعويض قهوه را مي دهد. - چینی ... حشره و قهوه را با هم نوش جان مي كند!! - ولی مرد اسرائیلی ... : چشمانتان روز بد نبیند...... ۰- ابتدا قبل از هر اقدامی همانجا سوسک را سر چنگال می زند. فندکش را روشن می کند. سوسک را کباب می کند. از آن عکس می گیرد. با فتوشاپ تغییرش می دهد عکسها را به رابرت مرداخ می دهد تا در عالم پخش کند و بعد: ۱- قهوه را به انگلیسی می فروشد و حشره را به چینی. ۲- حماس و حزب الله و سوریه و ایران را متهم می کند که جنگ میکروبی با سلاحهای جدید به راه انداخته اند . 3- در تمام رسانه ها شیون و زاری می زند که امنیتش در خطر است . 5- از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین تعهد خواهد گرفت که به مردم خود بگوید از انداختن حشره در قهوه شهرک نشینان دست بردارند و دیوار حائل در اطراف تمام قهوه خانه هایش احداث خواهد نمود. 6- کرانه باختری و نوار غزه را بار دیگر اشغال می کند
و با بولدوزر به جان باغها و خانه های فلسطینیان می افتد و آب و برق را
قطع می کند و هر فلسطینیي را که ببیند به او شلیک می کند . 8- از آمریکا و انگلیس می خواهد تا در شورای امنیت تصویب کنند که قهوه چی های دنیا مجبور شوند تا به عنوان غرامت و خسارت این عمل یهودستیزانه تا پایان قرن يك دهم فروش قهوه خود را به یهودیان بدهند. 9- سرانجام و نه به عنوان آخرین اقدام، تمام دنیا را متهم می کند که چرا فقط ایستادند و نگاه کردند و برای مصیبت او اندوهگین نشده و زار نزدند..... + نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت
|
تا
صورت پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود شاهی
که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود علی بود مسجود
ملایک چو شد آدم ز علی بود
آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود آن
کاشف قرآن که خدا در همه قرآن
کر دش صفت عصمت و بستود علی بود این
کفر نباشد سخن کفر نه این است
تا هست علی باشد و تا بود علی بود + نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت
|
ميلاد با سعادت بانوي دو عالم،حضرت فاطمه
زهرا(سلام الله عليها) بر عموم مسلمين مبارك باد. اميدوارم آن ها كه نعمت گرانقدر مادر در برشان است،قدردان باشند و آنان كه از اين نعمت به هردليلي محرومند ،خداوند دلشان را قرين شادي گرداند.امين مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریزاز عظمتی، ای راهنمای ره آشنا،تو را سپاس میگویم و می ستایم. + نوشته شده توسط رضا در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت
|
گفت و گویى با بقیعباز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه در تو مىبینم شكوهِ آسمان را اى بقیعپنج خورشیدِ جهانافروز در دامان تست كردهاى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع مىرسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع بیت الاحزان بود و زهرا، هیچ كس باور نداشت تا كنند از او دریغ آن سایبان را اى بقیع عاقبت از جور گلچین، سایه این گل شكست در بهاران دید تاراج خزان را اى بقیع گرچه باغ یاس او پُر شد ز گلهاى كبو با على، زهرا نگفت این داستان را اى بقیع سیلى گلچین چو گردد با رخ گل آشنا بلبل از كف مىدهد تاب و توان را اى بقیعحامل وحى الهى، گاهِ ابلاغ پیام بوسه مىزد بارها آن آستان را اى بقیع اى دریغا روز روشن، دشمنِ آتش فروز بى امان مىسوخت آن دارالأمان را اى بقیعقهر دشمن آنقدر دامن به آتش زد، كه سوخت عاقبت آن طایر عرش آشیان را اى بقیع اى دریغا در میان شعله، صاحبخانه سوخت سوخت این ناخوانده مهمان، میزبان را اى بقیع دیگر از آن شب على از درد، آرامى نداشت داده بود از دست چون آرام جان را اى بقیع با دلى لرزان، ز بلبل پیكر گل را گرفت یاد دارى گریههاى باغبان را اى بقیعلرزه مىافتد به جانت، تا كه مىآرى به یاد لرزش آن دستهاى مهربان را اى بقیع جز تو غمهاى على را هیچ كس باور نكرد مىكشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیعباز گو با ما، مزار كعبهی دلها كجاست در كجا كردى نهان آن بىنشان را اى بقیع قطرهاى، اما در آغوش تو دریا خفته است كردهاى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع چشم تو خون گرید و «پروانه» مىداند كجاست چشمهی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع استاد محمّد على مجاهدى «پروانه» + نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت
|
بهشت و جهنم كجاست؟انسان در جهان ماده زندگی میكند و بسیاری از داوریها و انتظارات او هم رنگ مادی دارد. او برای هر چیز، جا و مكان مادی تصور میكند. حال اگر از او پرسیده شود كه جای مسئله 2+2=4 كجاست یا جای معادله 9 = ایكس+4 كجاست؛ در پاسخ خواهد گفت: این مسئلهای ریاضی یا معادلهای جبری است و نمیتواند جایی داشته باشد و امری است كه جنبه متافیزیكی دارد و خارج از محدوده تاریخ و مكان است؛ بلكه اساساً علوم و دانشهای بشری ذاتاً مجرد از ماده است و زمان و مكان ندارد و از جان انسان بیرون نیست. از این رو با رفتن روح از بدن، علوم هم همراه او میشوند. بهشت و جهنم نیز از محدوده تاریخ دنیایی و زمان و مكان خارج است و قبل، بعد، كی و كجای دنیوی بر نمیدارند و چنانچه ما بخواهیم آنها را تصور كنیم، باید به تعبیرهای قرآن و احادیث معصومین علیهمالسلام رو آورده، بگوییم: بهشت نزد سدره المنتهی است. وارد
بهشت شدم؛ در آنجا فرشتگانی را دیدم كه قصرهایی میسازند و گاه توقف
میكنند، از علت این امر سؤال كردم، گفتند: ما منتظر مصالح هستیم! در احادیث فراوانی «سدر المنتهی»، «جنه المأوی»، «عرش»، «كرسی»، «معراج» و «ملكوت» همه كنار هم قرار گرفته است؛ یعنی همه در آسمانها قرار گرفته است. بسیاری از احادیث اسلامی تأیید و تأكید میكنند كه بهشت و دوزخ هم اكنون مخلوقند. یكی از اصحاب از امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام پرسید: كه آیا بهشت و دوزخ هم اكنون مخلوقند؟ امام علیهالسلام فرمود: «آری آفریده شدهاند و پیامبر صلیاللهعلیهوآله به هنگام معراج، وارد بهشت شد و دوزخ را نیز مشاهده كرد»(1) در بسیاری از روایات مربوط به معراج پیامبر صلیاللهعلیهوآله، به مسئله بهشت و دوزخ و وجود آنها اشاره شده و قرآن در سوره نجم در جریان معراج پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز به این موضوع اشاره كرده است. روایات متعددی كه در منابع شیعه و اهل سنت درباره تولد بانوی اسلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها آمده، نیز گواه بر این معنی است كه میگوید: پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله در شب معراج وارد بهشت شد و از میوه درختان بهشتی تناول فرمود و از همان میوه، نطفه فاطمه زهرا سلاماللهعلیها منعقد شد و لذا پیامبر صلیاللهعلیهوآله او را میبوسید و میگفت: «از او بوی بهشت میشنوم»(2) در حدیث دیگری از پیغمبر اكرم صلیاللهعلیهوآله تعبیر لطیفتری در این زمینه دیده میشود و آن این كه میفرماید: هنگامی كه به معراج رفتم، وارد بهشت شدم؛ در آنجا فرشتگانی را دیدم كه قصرهایی میسازند و گاه توقف میكنند، از علت این امر سؤال كردم، گفتند: ما منتظر مصالح هستیم! گفتم مصالح شما چیست؟ گفتند: ذكر «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» كه مؤمن میگوید؛ هنگامی كه ذكر میكند، بنا میكنیم و هنگامی كه خودداری میكند، دست نگه میداریم.(3) برای اطلاعات بیشتر به كتابهای تفسیر موضوعی قرآن و معاد درقرآن از آیت الله جوادی آملی و پیام قرآن از آیت الله مكارم شیرازی مراجعه كنید. پی نوشت: 1. مجلسی، بحار النوار، ج 8، ص 119. 2. ذخایر العقبی، ص 36؛ مستدرك الصحیحین، ج 6، ص 156. 3. بحار النوار، ج 18، ص 375. + نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت
|
حضرت فاطمه علیهاالسلام چگونه سر از قبر برمىدارد؟حضرت فاطمه علیهاالسلام هر چند مقام برترى دارد، ولى او نیز همانند دیگران این مسیر را مىپیماید و پس از عالم برزخ به محشر مىآید و در پیشگاه خداوند، مقام او بر دیگران ثابت مىشود. حضرت على علیهالسلام مىفرمایند: روزى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله براى دیدار فاطمه علیهاالسلام به خانه ما آمد، ولى دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا این گونه غمگینى؟ در جواب گفت: پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم كه مردم در آن حال عریان خواهند بود. (ذكرت المحشر و وقوف الناس عراه...) رسول گرامى فرمودند: نگران مباش، پس از آن كه من، على و ابراهیم خلیل علیهالسلام سر از قبر برمىداریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملک به سراغ تو مىفرستند، سپس اسرافیل در حالى كه با سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، كنار تو مىآید و تو را از قبر بیرون مىنماید، در حالى كه بدنت پوشیده است... آنگاه با عزت و احترام بىنظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان تو را وارد محشر مىكنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالت مىآیند. در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه (دختر خویلد)، حوا (زن آدم)، آسیه، (دختر مزاحم) هر كدام با صفوف ملائكه اطراف تو را مىگیرند و تو را بر روى منبرى از نور مىنشانند. در این هنگام جبرئیل به حضور تو مىرسد و مىگوید: هر حاجتى دارى بگو و تو مىگویى: خدایا! حسن و حسینم را مىخواهم.در آن ساعت حسینت را مىبینى كه با بدن خون آلود به محشر مىآید و از خدا مىخواهد كه قاتلان وى را به كیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائكه نیز به خشم آیند و شعلههاى جهنم زبانه مىكشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افكنده مىشوند.
منبع: بحارالانوار، ج 43، ص 226- 225 با تلخیص. + نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت
|
رجعت حضرت زهرا علیهاالسلام به دنیااز جمله امورى كه از ضروریات مذهب شیعه و مختصات آنست، اعتقاد به رجعت مىباشد و آن برگشتن جمعى از نیكان محض و بدان محض در دنیا پیش از قیامت كبرى است، و اكثر علماى امامیه مانند شیخ صدوق و شیخ مفید و سید مرتضى و شیخ طبرسى و سید بن طاووس و علامه مجلسى رحمة اللّه علیهم و غیر ایشان از بزرگان آنها بر حق بودن رجعت، نظر دادهاند و بسیارى از محدثین(راویان) شیعه در این باره كتابهاى جداگانهاى نوشتهاند. یکی از فضائل ممتاز حضرت زهرا علیهاالسلام، رجعت است. که با ائمه اطهار بار دیگر برمىگردد و از خداوند نسبت به ظالمین دادخواهى مىكند. چنانچه در روایت مفصلی از مفضل بن عمر از حضرت صادق علیهالسلام روایت شده است.
منبع: - فضائل الزهرا علیهاالسلام، سید محمد تقى مقدم، ص 217 . - بحارالانوار، ج53، ص 143 . + نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت
|
چگونگی ورود حضرت فاطمه علیهاالسلام به محشردر احادیث معتبر از طریق شیعه و سنی آمده است كه در روز رستاخیر حضرت فاطمه علیهاالسلام را به ناقهاى از ناقههاى بهشتى سوار مىكنند و ملائكه اطراف او را مىگیرند، جبرئیل از طرف راست، میكائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین پیشاپیش، امام حسن و امام حسین نیز از پشت سر، ایشان را همراهى مىكنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مىآورند، تا جایى كه خلایق از دیدن ایشان سرهاى خود را پایین میاندازند و چشمهایشان را میبندند، تا فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عبور كند. مردم محشر با شنیدن این پیام كه از سوى عرش خدا صادر مىگردد، همگى سرهاى خود را پایین مىاندازند و چشمهایشان را مىبندند و فاطمه علیهاالسلام از روى پل صراط عبور مىكند و در كنار بهشت قرار مىگیرد. سپس با عزت و احترام بىنظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان حضرت را وارد محشر مىكنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالش مىآیند... . (یا مَعشرَ الخَلائق! نكسوا رُئوسِكُم و غَضُّوا اَبصارَكُم حَتى تَمُّر فاطمه علیهاالسلام بِنتَ مُحمد عَلى الصِراطِ، فَتَمُر مَع سَبعین الف جاریه مِن الحُور العَین... .) آرى در روز قیامت نیز همه چشمها لیاقت دیدن فاطمه علیهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان كه در این دنیا امتحان پس داده و لیاقت شیعه بودن را كسب كردهاند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه علیهاالسلام دریافت مىدارند.
منبع: - كنزالعمال، ج 12، ص 105. - فرائدالسمطین، ج 2، ص 49، ش 380 و ص 64، ش 387. - سفینة البحار، ج 2، ص 375. - شرح نهج البلاغه ابن ابىالحدید، ج 9، ص 193. - بحارالانوار، ج 43، ص 53 و ص 219. + نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت
|
ما اهل ولایت
و اطاعت هستیم و دل به فرمان عشق سپرده ایم.هنگام جنگ اهل جنگیم و هنگام صلح اهل صبر.اما نه آنکه دل به فراغت بسپاریم و از
افق آینده غافل شویم. + نوشته شده توسط رضا در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت
|
عشق يعنی دل سپردن در
الست از می وصل الهی مستِ مست عشق يعنی
ذكر ناموس خدا يا علی گفتن به زير
دست و پا عشق يعنی
جلوه صبر خدا شرم ايوب نبی از
مرتضی عشق بر دلداده
فرمان میدهد عاشق جان داده را
جان میدهد عشق باعث شد كه دل
سامان گرفت پشت درب خانه زهرا
جان گرفت عشق يعنی
انقلاب فاطمه از كبودی چشم
تار فاطمه عشق يعنی عشق ناب
فاطمه بيت الاحزان خراب
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه + نوشته شده توسط رضا در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت
|
|
|